" /> پارت اول تا آخر رمان دایره دوستی تکمیل شد - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

پارت اول تا آخر رمان دایره دوستی تکمیل شد

1 / 5 ( 2 امتیاز )

رمان دایره دوستی

نویسنده این رمان نویسنده رمان های تبار زرین و رویاهای سرکش میباشد

جهت خواندن رمان تبار زرین وارد شوید

جهت خواندن رمان رویاهای سرکش وارد شوید

قسمتی از رمان دایره دوستی:

دلم می‌خواست حسش کنم. لعنتی! تمام وقت به این موضوع فکر می‌کردم. اما خط‌قرمزهای کریستن کاملاً مشخص بود. هیچ‌وقت زیادی نزدیک بهم نمی‌نشست. هیچ‌وقت مچش را درحال نگاه کردن به خودم نگرفتم. هیچ‌وقت هم کوچک‌ترین نشانه‌ای از خودش به جا نگذاشت که به من علاقه دارد.

و چرا باید همچین کاری می‌کرد؟ او، تایلر را داشت.

دومین شبی که در خانه‌اش ماندم، تایلر تماس گرفت و من شنیدم که کریستن تمام اتفاقات را در مورد آن مرد م### و من که در اتاق مهمانش اقامت داشتم، برای تایلر شرح داد. کریستن با تایلر روراست بود. به‌نظر هم نمی‌آمد که تایلر ناراحت شده باشد.

تایلر به کریستن اعتماد داشت.

کاملاً هم در این‌باره حق داشت؛ حداقلش تا جایی که من اطلاع داشتم. مشخصاً، من تهدیدی به‌شمار نمی‌رفتم.

چطور خودم را در همچین وضعیتی انداخته بودم؟ عاشق زنی شده بودم که در دسترس من نبود. و این، دقیقاً همان کاری بود که در طول دوهفته‌ی گذشته انجام دادم: عاشق شدم.

گند زدم. وقتی دوست‌ش برمی‌گشت و همه‌چیز تمام می‌شد، بهایش را پرداخت می‌کردم. باید بیش‌تر دقت می‌کردم، زمان کم‌تری را با او می‌گذراندم و وقتی هم که می‌خواست باهم وقت بگذرانیم، گاهی اوقات باید جواب رد می‌دادم. باید می‌رفتم سر قرار، بین باقی گزینه‌ها جست‌وجو می‌کردم.

اما نمی‌توانستم همچین کاری انجام بدهم.

حتی با این‌که حس می‌کردم دارم توی منجلاب فرو می‌روم، نمی‌تونستم جلوی خودم را بگیرم. حتی دلم نمی‌خواست جلوی خودم را بگیرم.

امروز وقت آرایشگاه داشت و ساعت ده‌صبح از خانه بیرون رفت و کل روز را خانه نبود. امشب باید می‌رفتیم برای درست کردن کارت دعوت‌های عروسی برندون و اسلوان.

خانه بدون کریستن، حوصله سرَ بَر بود. استانتمن‌مایک را که تی‌شرت “پدرِ سگی” پوشیده بود، گذاشته بود خانه و امروز او موقع پله ساختن همراهم بود. بیش‌تر اوقات را در خواب به‌سر می‌برد اما هرازچندی می‌پرید و رو به صداهایی خیالی پارس می‌کرد. همین، اوضاع را جالب نگه داشت.

ساعت پنج‌عصر که من رفتم توی اتاق مهمان دوش بگیرم و برای مهمانی امشب آماده شوم، هنوز نیامده بود خانه. اما وقتی دوش گرفتم تمام شد و لباس پوشیده و آماده‌ی رفتن از اتاق خارج شدم، برای یک ثانیه نفسم بند آمد. روی کانتر آشپزخانه نشسته بود و به گوشی‌اش نگاه می‌کرد.

یک ضربه‌فنی کننده‌ی لعنتی بود.

یک لباس مشکی ا و کفش‌های پاشنه‌دار قرمز به تن داشت. موهایش باز و فر و صورتش آرایش داشت.

وقتی نگاهی اجمالی به من انداخت، سعی کردم طوری رفتار کنم انگار توی درگاه اتاق خشک نشده‌ام!

کریستن، خجالتی یا محافظه‌کار نبود. به‌قدری که خودم هم توی این چندهفته‌ی متوجهش شده بودم. احتمالاً حتی به هیچ‌کدام از این لحظات فکر هم نمی‌کرد؛ اما من عملاً به نفس‌نفس افتاده بودم. این‌جا ایستادن دیگر داشت سخت می‌شد. امیدوار بودم که نگاهش به من نیفتد.

برگشت. «اوکی، یه آبر . تا پنج‌دقیقه‌ی دیگه می‌رسه.» برای اولین‌بار از وقتی که وارد سالن شدم، روبه‌بالا به من نگاه کرد. «خوب به‌نظر می‌آی.»

بهش خیره شدم. «ممنونم. تو هم همین‌طور.»

این‌قدر قلبم محکم به قفسه‌ای سینه‌ام می‌کوبید که فکر می‌کردم کریستن قادر است از روی پیراهنم متوجه ضربان کوبنده‌ام شود. سر انگشتانم از خاطره‌ی لمس پوستش به گزگز افتاده بود.

استانتمن‌مایک، خرامان به‌سمتم آمد و کنار پایم با صدای تلپی خودش را روی زمین انداخت. دولا شدم و بغلش کردم، خوشحال شدم که چیزی برای پرت کردن حواسم گیر آورده‌ام. «هی، مرد کوچک.»

آه کشید. «از هیچ‌کس خوشش نمی‌آد. از تایلر که متنفره.»

آره. درک می‌کردم. چون خودم هم داشتم کم‌کم از تایلر متنفر می‌شدم.

دانلود پارت۱

دانلود پارت۲

دانلود پارت۳

دانلود پارت۴

دانلود پارت۵

دانلود پارت۶

دانلود پارت۷ جدید ۱۳ اسفند

دانلود پارت۸ جدید ۱۷ اسفند

دانلود پارت۹ جدید ۲۶ اسفند

دانلود پارت۱۰ جدید ۲۷ اسفند

دانلود پارت۱۱ جدید ۸فروردین

دانلود پارت۱۲ جدید ۱۱فروردین

دانلود پارت۱۳ جدید ۱۴فروردین

دانلود پارت۱۴ جدید ۱۷فروردین

دانلود پارت۱۵ جدید ۲۰فروردین

دانلود پارت۱۶ جدید ۲۳فروردین

دانلود پارت۱۷ جدید ۲۶فروردین

دانلود پارت۱۸ جدید ۳۰فروردین

دانلود پارت۱۹ جدید ۳اردیبهشت

دانلود پارت۲۰ جدید ۷اردیبهشت

دانلود پارت۲۱ جدید ۱۱اردیبهشت

دانلود پارت۲۲ جدید ۱۵اردیبهشت

دانلود پارت۲۳ جدید ۲۰اردیبهشت

دانلود پارت۲۴ جدید ۲۵اردیبهشت

دانلود پارت۲۵ جدید ۳۰اردیبهشت

دانلود پارت۲۶ جدید ۳خرداد

دانلود پارت۲۷ جدید ۹خرداد

دانلود پارت۲۸ جدید ۱۳خرداد

دانلود پارت۲۹ جدید ۱۸خرداد

دانلود پارت۳۰ جدید ۲۳خرداد

دانلود پارت۳۱ جدید ۲۸خرداد

دانلود پارت آخر

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید

دانلود اهنگ جدید

توجه:خبر خوب برای طرفداران این رمان حتما بخوانید:

با توجه به حفظ حقوق نویسنده این رمان

کانال اصلی تلگرام نویسنده این رمان زیبا برای دوستانی که مایل هستند پارت های این رمان را سریعتر از تمامی سایت ها بخوانند قرار داده شد.

جهت اتصال به کانال اصلی رمان تبارزرین با توجه به اطمینان از اتصال شما به تلگرام اتصال به کانال اصلی تلگرام رمان تبار زرین کلیک کنید

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ….ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمان

نوشته پارت اول تا آخر رمان دایره دوستی تکمیل شد اولین بار در برترین رمان. پدیدار شد.

برای دانلود تمامی پارت های به سایت برترین رمان مراجعه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا