" /> فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۲ - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان هاسایت های دیگر

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید

بدون توجه به صدای بلند موزیک از بین جمعیت رَد شد پشت میز بار نشست و درحالیکه از گوشه چشم من رو میپایید حرصی گفت :

_یه نوشیدنی لطفا !!

کنارش جا گرفتم و با تمسخر خطاب به مسول بار گفتم :

_بدون الکل براش بیار

با این حرفم انگار آتیشش زده باشی دستش روی میز مشت شد و عصبی گفت :

_بیخیال این آقا شید …. شما بهترین نوشیدنی که همیشه سرو میکنید رو برام بیارید لطفا

مسول بار با تعجب نگاهش رو بینمون چرخوند و زیرلب خطاب به آیناز گفت :

_اوکی !!

سرم رو کج کردم و درحالیکه لبام رو بهم میفشردم تا نخندم دستی به صورتم کشیدم ، پس خانوم از اینکه بچه و بی دست و پا خطابش کنن متنفره و اینطوری داره در مقابل حرفام واکنش نشون میده

با قرار گرفتن نوشیدنی جلومون بی معطلی لیوان مخصوصم رو یکدفعه سر کشیدم که آیناز با چشمای گرد شده نگاهی به لیوان خالی توی دستم انداخت و آب دهنش رو قورت داد

با دیدن این حرکتش پوزخندی گوشه لبم نشست ، یکی نیست بهش بگه آخه بچه تو که نمیتونی چرا قومپوز الکی در میکنی که میخوای نوشیدنی بخوری ؟!

اشاره ای به نوشیدنی جلوش کردم و کنایه وار گفتم :

_ چرا شروع نمیکنی ؟!

دستپاچه لیوان توی دستش گرفت و درحالیکه به لباش نزدیک میکرد گفت :

_هاااا ؟! دارم میخورم

برای اینکه عکس العملش رو ببینم دستمو زیر چونه ام زدم و خیره اش شدم که به اجبار مقداری ازش خورد صورتش درهم شد ولی بخاطر منی که یک ثانیه هم نگاه ازش نمیگرفتم نمیتونست لیوان رو پایین بیاره

برای اینکه کارو یکسره کنه و از دست نگاه خیره من نجات پیدا کنه ، لیوان مشروبش رو یکسره سر کشید که صورتش درهم شد و لباش رو بهم فشرد

پوزخندی زدم و به مسؤل بار اشاره ای کردم که به طرفمون اومد

_باز برامون بریز !!

نگاهی به آیناز انداخت که به اجبار در جوابش سری تکون داد که اونم مشغول پرُ کردن لیوانامون شد با اینکه میدونستم ظرفیت خوردن نوشیدنی با این درصد زیاد الکل رو نداره ولی میخواستم کاری کنم تا در برابرم کوتاه بیاد و قبول کنه که کم آورده

ولی اون لجبازتر از این حرفا بود و پا به پام تو خوردن جلو میومد ، من که بدمست نبودم و با خوردن دو سه لیوان مست نمیشدم و بازم هشیاریم رو داشتم چون تقریبا بدنم عادت کرده بود

ولی میدونستم این دختر تا حالا لبش به مشروب نخورده و همه این کاراش فقط از سر لجبازی با منه !!

نمیدونم چقدر تو فکر بودم که یکدفعه آیناز از کنارم بلند شد و با کاری که کرد بی اختیار زدم زیر خنده و قهقه ام بالا گرفت

مست و پاتیل بلند شده بود و کج و کوله آدمای دور و اطرافش رو کنار میزد و سعی میکرد وسطشون جا باز کنه تا بتونه برقصه !!

اونم چه رقصی ؟!
الکی بالا پایین میپرید و موهای بلندش پریشون دورش ریخته بودن و بدتر از همه دستاش بودن که بی هدف به‌ اطراف تکونشون میداد

برای اولین بار توی این چندسال از ته دل قهقه میزدم و بی اختیار نگاهم پی دختری بود که اصلا توی حال و هوای خودش نبود و گیج میزد

هرچی که میخواستم بلند شم انگار حسی مانعم میشد و‌ دوست نداشت این سرگرمی تازه رو از دست بده پس لیوان توی دستمو تکونی دادم و خواستم مقداری‌ ازش بخورم

که با دیدن دستاش که از دو طرف توی موهای بلندش چنگ زده بود و بدنش رو پیچ و تاب میداد بی اختیار لیوان توی دستم خشک شد و مات و مبهوت نگاهش کردم

که به طرفم چرخید و با ریتم آهنگ سرش رو کج کرد که موهاش توی هوا تابی خوردن و یه طرفش پرت شدن ، آب دهنم رو صدا دار قورت دادم چرا تا حالا متوجه نشده بودم که این دختر همه حرکاتش سک…سی و ها…ته !!

همونطوری که محو حرکاتش بودم مشروب توی دستمو بالا گرفتم و جرعه ای ازش نوشیدم که یکدفعه با دیدن پسری که از شلوغی جمعیت سواستفاده کرده و از پشت بهش چسبیده بود

بی اختیار دستم دور لیوان محکم شد و دندونام روی هم فشردم ، خودم رو به اون راه زدم و سعی کردم بی تفاوت باشم

ولی این بار با حلقه کردن دستاش دور شکم آیناز و لباش رو که از پشت روی گردنش گذاشت برای ثانیه ای خون جلوی چشمام رو گرفت ولی آیناز اصلا هشیار نبود و فقط قصد داشت با ریتم آهنگ برقصه

عصبی بلند شدم و بی معطلی به طرف پسره رفتم با یه حرکت یقه اش رو از پشت سر گرفتم و کشیدم که به طرفم برگشت و با چشمای خمار از مستی نگاهم کرد

امون بهش ندادم و مشت محکمم رو توی صوتش کوبیدم که تلوتلوخوران عقب رفت و پخش زمین شد خواست بلند شه که بخاطر مستی زیاد نمیتونست

عصبی دستی پشت لبم کشیدم و به طرف آیناز رفتم دستش رو گرفتم و خواستم از پیست رقص بیرونش ببرم که تقلا کرد و دستش رو کشید و با صدای کشیده از مستی گفت :

_ولم کن !!

باز خواست بین جمعیت بره که پوووف کلافه ای کشیدم و با یه حرکت دستم زیر زانوش زدم و توی بغلم بلندش کردم جیغ خفه ای کشید و دستاش دور گردنم حلقه کرد

از بین جمعیتی که همه مست و درحال بالاپایین پریدن بودن به سختی بیرون زدم بعد از اینکه وارد سالن شدم آیناز پایین گذاشتم و دستشو گرفتم که با خودم بیرون ببرم

که با لجبازی زیر دستم زد ….پوووف لعنتی باید تا بیرون همونطوری میبردمش اشتباه کردم روی زمین گذاشتمش عصبی به طرفش برگشتم تا با خودم بیرون ببرمش

که یکدفعه با تموم قدرتش تخت سینه ام کوبید از شدت ضربه اش و بی حواسی خودم به دیوار چسبیدم که جلو اومد و مقابل چشمای متعجبم کاری کرد که بی حرکت همونجا خشکم زد

بهم چسبیده بود و درحالیکه دستش رو تحریک وار روی قسمت بیرون اومده از سینه ام میکشید با لحن کشداری گفت :

_اوووم بدنت خیلی داغه ؟!

آب دهنم رو صدا دار قورت دادم و انگار تازه به خودم اومده باشم دستش رو پس زدم

_بریم برسونمت….. حالت خوب نیست !

درست عین دختر بچه ای که لج کرده باشه باز بهم چسبیید و درحالیکه سعی در باز کردن دکمه های بیشتری از پیراهنم داشت گفت :

_اههههه چرا باز نمیشه

دستاش رو محکم گرفتم که تکونی به خودش داد و بی توجه به آدمای که میرفتن و میومدن لباشو جلو داد و با لحن بغض داری گفت :

_نزاشتی برقصم به زور آوردیم ، حالام که نمیزاری بهت دست بزنم

با دیدن رفتارهاش که زمین تا آسمون با خود واقعیش فرق داشت بی اختیار خندیدم

که از غفلتم سواستفاده کرد و انگشت روی لبم کشید و درحالیکه نگاه خیره اش رو به لبم میدوخت آروم زمزمه کرد :

_چه خوشکل میخندی !!

جانم ؟!
این چی گفت الان ؟! من خوشکل میخندم ؟!

واقعا راستی راستی به سرش زده بود وگرنه عمرا به نظرش من و خندم خوشکل به نظر بیایم ، نگاهمو توی صورتش چرخوندم که سرش رو بالا گرفت و با دیدن نگاه خیرم دستش روی گونه ام نشست

و تا به خودم بیام روی نوک پا بلند شد و بوسه ای آروم روی لبم نشوند که بی اختیار چشمامو بستم سرش رو عقب کشید و خواست فاصله بگیره که دستم پشت گردنش گذاشتم و بی تاب پرسیدم :

_کجا ؟!

بی طاقت لبم رو به لبش چسبوندم و بی توجه به هیاهوی اطرافمون به شدت شروع کردم به بوسیدنش بالاخره با نفس نفس ازش جدا شدم

که بیقرار یقه ام رو گرفت و درحالیکه لباشو جلو میداد یه طوری ازم میخواست که ادامه بدم ، باز با دیدن این حرکاتش تو گلو خندیدم

واقعا خوردن مشروب باعث شده بود هوش و حواسش رو از دست بده و به معنای واقعی دیووونه بشه
قبل از اینکه باز دیوونه بازی دربیازه و خودمم اختیارم رو از دست بدم و کاری کنم دستش رو گرفتم و دنبال خودم کشیدم

_نکن دختر بیا بریم دیر شد

تکونی به دستم دادم و با لج بازی گفت :

_نمیام میخوام برقصم !!

میخواست باز داخل بار برگرده که با یه حرکت توی بغلم بلندش کردم و روی شونه ام گذاشتمش طوری که سرش از پشت سرم آویزون و پاهاش جلوم روم بود

تقلایی کرد که با حرص ضربه آرومی روی با…سنش کوبیدم و بلند گفتم :

_هیس …آروم باش دختر !!

بی توجه به تقلاهاش و نگاهای خیره اطرافیان بیرون زدم و از خدمتکار خواستم ماشینم رو از پارکینگ برام بیاره

میترسیدم آیناز روی زمین بزارم و از دستم در بره پس به اجبار همونطوری ایستاده بودم که ضربه محکمی به کمرم کوبید و با جیغ گفت :

_هوووی گودزیلا بزارم زمین !!

صورتم از درد توی هم فرو رفت و از پشت دندونای چفت شده ام عصبی غریدم :

_بسههههه !!

بی اهمیت به حرفام مشت هاش تو کمرم میکوبید و با تقلا سعی داشت از دستم در بره ، به زور داشتم تحملش میکردم

که با توقف ماشین جلوی پام و پیاده شدن خدمتکار با عجله به سمتش قدم تند کردم و درحالیکه با هرجون کندنی که بود آیناز رو سوار میکردم

با عجله ماشین دور زدم و بی معطلی سوار شدم و قفل مرکزی رو‌ زدم تا نتونه پیاده شه و جایی در بره

پامو روی گاز فشردم و به سرعت توی جاده افتادم و از گوشه چشم نیم نگاهی به آینازی انداختم که با چشمای نیمه باز دستی به صورتش میکشید

اوووف پس بلاخره آروم گرفت نفسم رو به سختی بیرون فرستادم و کلافه زیرلب زمزمه کردم :

_دختره تُخس وحشی !!

هنوز حرف کامل از دهنم بیرون نیومده بود که جلوی چشمای ناباورم سرش روی پاهام گذاشت و درحالیکه دراز میکشید پاهاش روی صندلی کناری جمع میکرد نگاهش رو توی چشمای متعجبم چرخوند کرد و با خماری گفت :

_خوابم میاد !!

نزدیک بود تعادل ماشین از دستم خارج بشه که فرمون توی دستام محکم گرفتم این دختر دقیقا داشت چه غلطی میکرد ؟؟!

عصبی ماشین کنار جاده پارک کردم و خواستم سرش فریاد بزنم و از خودم جداش کنم ولی با کاری که کرد حرف تو دهنم ماسید و بی حرکت موندم

http://dl.neginmusic.com/2020/06/Ali%20Abdollahi%20-%20Khosh%20Bashi%20%20(128).mp3

دانلود آهنگ جدید علی عبدالهی با لینک مستقیم و کیفیت عالی: https://xip.li/qgB4pD

نوشته فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۲ اولین بار در مستر رمان. پدیدار شد.

مشاهده کامل از اینجا کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا