" /> فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۱۶ - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان هاسایت های دیگر

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۱۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید

واقعا خودمم نمیدونستم چرا بدنم اینقدر نسبت به این دختر زود واکنش نشون داده و اینطوری داشت از پایین قد علم میکرد و خودنمایی میکرد

چون من معمولا تا دختری کاملا جلوم برهنه نمیشد و برای تحر…یک کردنم پیش قدم نمیشد و کاری نمیکرد بدنم واکنشی نشون نمیداد و حتی میتونستم بیشتر اوقات جلوی تحر…یک شدن خودم رو هم بگیرم

ولی امشب فقط با لمس این دختر و شنیدن بوی عطر شیرین و خاصش که با بوی بدنش قاطی شده بود اینجوری شهو…ت جلوی چشمام رو گرفته بود و داشت بیقرارم میکرد

کلافه از حس جدیدی که گریبان گیرم شده بود دستی به چشمام کشیدم و با حرص نالیدم :

_برو !!

دوست نداشتم بیشتر از این ، این دختر توی این خونه بمونه و چون کم کم کنترلم داشت از دستم خارج میشد و اون خوی وحشی گریم که بعد تحر…یک برای رابطه در من ایجاد میشد داشت کم کم خودش رو نشون میداد

تحریک نمیشدم نمیشدم ولی وقتی هم که میشدم کلا به یه آدم دیگه ای تبدیل میشدم و اونقدر خوی وحشی گریم بالا میگرفت که کنترلم سخت میشد و تا طرف زیرم بی حال و بی جون نمیشد ولش نمیکردم

پس به نفع این دختر بود که هرچی زودتر پاشو از این خونه بیرون بزاره

بدون اینکه نگاهی سمتش بندازم به طرف حمام راه افتادم تا با یه دوش کوتاه حالم و هوام رو عوض کنم ولی هنوز قدم از قدم برنداشته بودم که باز سد راهم شد و عصبی گفت :

_من هیچ جایی نمیرم تا زمانی که به حرفام گوش ندی !!

بی اختیار سرم رو بالا گرفتم و بدون اینکه کنترلی روی خودم داشته باشم نگاهم روی برجستگی های بدنش شروع کرد به حرکت کردن!

اینقدر خیره بدنش شده بودم که حواسم نبود جوابش رو بدم که با کف دست ضربه محکمی به سینه ام کوبید و درحالیکه من رو به عقب هُل میداد بلند جیغ کشید :

_خجالت نمیکشی هااا ؟؟ داری کجاها رو نگاه میکنی ؟؟

به خودم اومدم و یک قدم به عقب برداشتم دیگه عصبانیتم به اوج رسید کم فشار روم نبود که حالا این دخترم بدجور داشت با من بازی میکرد

اون که میدونست وقتی به این خونه میاد چیز خوبی در انتظارش نیست پس غلط کرده که اومده و پا توی خونه یه پسر تنها گذاشته !!

چشمام با حرص روی هم فشردم دستی به دماغم کشیدم و عصبی از پشت دندونای کلید شده ام غریدم :

_هرجایی که میلم میکشه رو نگاه میکنم حرفیه ؟؟

لباش رو بهم فشرد و انگار دنبال حرفی برای گفتنه با حرص گفت :

_میدونی خیلی گستاخی !!

دستم رو به نشونه برو بابا روی هوا تکونی دادم و به طرف حمام راه افتادم ، من توی چه حالیم اون وقت این اینطور صاف توی چشمام زُل زده و میخواد باهم کلکل کنه

درحالیکه به طرف حمام راه میفتادم با دیدن وضعیت بد بدنم لعنتی زیرلب زمزمه کردم و بیقرار دستی به جلوی شلوارک پام کشیدم و به قدمام سرعت بخشیدم با لگد محکمی در حمام رو باز کردم

دوش آب سرد رو باز کردم و بی معطلی با لباس زیر دوش قرار گرفتم که با حس سردی بیش از حدش نفسم توی سینه حبس شد و چشمام روی هم فشردم و بی اختیار دهنم نیمه باز موند

و با شدت شروع کردم به نفس نفس زدن و حس میکردم حالم میخواد بهتر شه که یکدفعه با شنیدن صداش دقیق کنارم و کاری که کرد چشمام گشاد شد و با تعجب خیره اش شدم

دستاش روی سینه برهنه ام گذاشت و درحالیکه به عقب هُلم میداد و از زیر دوش آب کنارم میزد با نفس نفس گفت :

_نمیتونی از دستم در بری !!

چند دقیقه با تعجب نگاهم بین دستش که روی سینه برهنه ام بود و چشمای تیز و گستاخش چرخید و کم کم تعجبم جاش رو به خشم داد و با خشم مُچ دستش رو محکم توی دستام گرفتم

این دختر واقعا متوجه نبود من توی چه حال بدی دست و پا میزنم و اینطوری داشت دنبالم من میومد و باهم کلکل میکرد ؟؟

خنگ و گیج بود یا خودش رو به خنگی میزد ؟؟

یعنی نمیدونست وقتی یه پسر تا این حد تحریک شده و حتی به یه پشه ماده هم که از کنارش رد بشه رحم نمیکنه نباید نزدیک شه ؟؟ چون به هیچ وجه بهش رحم نمیکنه و تا اون رو زیر خودش نکشه ول کن نیست !!

یه طورایی داشت با دُم شیر بازی میکرد و اینطوری خودش رو به گیجی زده بود ؟؟ یعنی باور کنم این دختر تا این حد گیج و خنگه که حتی از اولین چیزای در مورد رابطه هم خبر نداره ؟؟

تکونی بهش دادم و با حرص گفتم :

_معلوم هست داری چه غلطی میکنی ؟؟

به خاطر اینکه من رو به عقب هُل داده بود از زیر دوش کنار رفته بودم و حالا جاهامون عوض شده و آیناز زیر دوش ایستاده و سرتاپاش خیس شده بود

همونطوری که قطره های آب از سر و صورتش پایین میرخت تکونی به خودش داد و به سختی لب زد :

_باید….باید به حر….فام گوش بدی !!

لبامو با حرص روی هم فشردم و سعی کردم نگاهم رو از بدنش که لباسای خیس بهش چسبیده بود و برجستگی های تنش رو به نمایش گذاشته بود بگیرم

بدنم داشت توی تب داشتن و لمس کردنش میسوخت و حالا با دیدنش توی این وضعیت حالم بدتر شده بود اون خنگ و گیج جلوم ایستاده بود و دَم از اون نگهبانای لعنتی میزد

با حس آتیشی که داشت از وجودم شعله میکشید و میسوزوندم برای اینکه کاری دستش ندم با خشم به عقب هُلش میدادم و بلند غریدم :

_خفه شوووو برو بیرون !!

با نفس های بریده با اون وضعیتش وسط حمام ایستاد و بدون اینکه کوتاه بیاد عصبی گفت :

_نمی….نمیرم تا اونا رو برنگردونی سر کارشون !!

لعنتی زیرلب زمزمه کردم و چشمامو روی هم فشردم هرچی میخواستم از خودم دورش کنم ول کن نبود و بدتر میومد و بیخ ریش من میچسبید نمیفهمید اینطوری داره مقاومت من رو کم و کمتر میکنه ؟؟

بی توجه بهش به سختی باز زیر دوش آب سرد ایستادم و سعی کردم خودم رو کنترل کنم شاید با بی محلی و پاسخ ندادن از جانبم بیرون بره

ولی زهی خیال باطل !!
هنوزم زیر دوش بودم که با حس قطع شدن یهویی آب چشمامو باز کردم که با دیدن آینازی که شیر آب رو بسته بود و حالا دست به سینه و شاکی جلوم ایستاده بود سد کنترلم شکشت

و عصبی درحالیکه به طرفش میرفتم زیرلب غریدم :

_فقط بدون خودت خواستی !!

نمیدونم چی توی صورتم دید که وحشت زده خواست یک قدم به عقب برداره که دستش رو گرفتم و با یه حرکت به طرف خودم کشیدمش که توی آغوشم فرو رفت و با خشم کنار گوشش غریدم :

_ول کن نیستی …..نه ؟؟؟

با تقلا خواست ازم جدا شه که دستامو دور کمرش حلقه کردم و درحالیکه به دیوار حمام میچسبوندمش با حرص پوزخندی زدم و گفتم :

_کجا ؟؟ حالا حالا باهم کار داریم خانوم خوشکله !!

شروع کرد به سر و صورتم ضربه زدن و لرزون نالید :

_و…ولم کن !!

بدنم که به شدت تحریک شده بود به پایین تنه اش چسبوندم و با شهو….ت لب زدم :

_نوووچ خیلی وقت داشتی تا از اینجا بری ولی خودت نخواستی !!

با حس شدت تحریک شدگیم چشماش از ترس گشاد شد و با بغض نالید :

_چی از جونم می….

با کاری که کردم حرف توی دهنش ماسید و بدنش سست و بی حال شد

نوشته فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۱۶ اولین بار در مستر رمان. پدیدار شد.

مشاهده کامل از اینجا کلیک کنید

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا