" /> رمان همسر کوچیک من پایان جلد اول (آغاز جلد دوم) - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

رمان همسر کوچیک من پایان جلد اول (آغاز جلد دوم)

4.4 / 5 ( 12 امتیاز ) رمان همسر کوچیک من

قسمتی ازرمان:

_خفه شید به چه جرئتی برای همسر من خواستگار آوردید هان!؟
با شنیدن صدای عصبی خان زاده همه ساکت شده بودند و داشتند بهش نگاه میکردند هیچکس جرئت حرف زدن نداشت ، یه گوشه ایستاده بودم و مظلومانه داشتم اشک میریختم
_همین الان از عمارت گمشید تا ندادم وسط روستا زنده زنده دفنتون کنند
پسره و خانواده اش با ترس بلند شدند و از عمارت خارجشدند که خان زاده به طرف من برگشت و عصبی داد زد:
_موهای لامصبت رو بکن داخل زود باش!
با ترس سریع موهام رو تو شالم فرو بردم که چشمهاش رو لبهام خیره موند و عصبانیتی که بیشتر از قبل شده بود عربده زد:
_کی بهت گفته همچین رژی بزنی و بیای جلوی این پسره ی لندهور هان!؟ با هق هق و ترس گفتم:
_خان خانوم بزرگ گفتند شما ….
_خانوم بزرگ غلط کرد همچین چیزی گفت.

_خان …
عصبی حرف خانوم بزرگ رو قطع کرد:
_به چه جرئتی پا شدی در نبود من برای همسرم خواستگار آوردی هان!؟
خانوم بزرگ با اینکه ترسیده بود و این از صورتش معلومبود اما به روی خودش نیاورد و با خونسردی ظاهری گفت:
_این دختر بچه ی رعیت همسر تو نیست فقط یه مدت کوتاه …
با شنیدن این حرف خانوم بزرگ بغض کردم و بیشتر سرم رو پایین انداختم
_من خان این عمارت روستا هستم و به هیچ احد و الناسی اجازه نمیدم برام تصمیم بگیره پری دخت همسر منه و همسر من باقی میمونه بدون اجازه من بخوای کاری کنی تاوان پس میدی مطمئن باش.
رنگ از صورت خانوم بزرگ پرید:
_داری من و تهدید میکنی خان زاده پوزخندی زد و گفت:
_یه هشدار بود.

_اما این دختر بچه زن تو نیست
خان زاده با خشم بهش خیره شد و غرید:
_صدبار گفتم حق دخالت تو کار های من رو ندارید برای امشب که پا شدید برای همسر من شوهر پیدا کردید بد بلایی سرتون میارم هواستون به خودتون باشه این کاری که امشب کردید بی جواب نمیمونه
به سمتم اومد دستم رو گرفت و به سمت اتاق مشترک خودم با خودش برد داخل اتاق که شدیم در رو بست و من رو به سمت تخت هدایت کرد مجبورم کرد دراز بکشم با کاری که کرد چشمهام گرد شد
با شنیدن صداش سرم رو بلند کردم و بهش عمیق خیره شدم که با صدای خشک و خشداری گفت:
_آماده هستی همسر من بشی!؟ با گیجی گفتم:
_من که همسرتونم
_عروس کوچولو من!

دانلود پارت۱

دانلود پارت۲

دانلود پارت۳

دانلود پارت۴

دانلود پارت۵

دانلود پارت۶

دانلود پارت۷

دانلود پارت۸

دانلود پارت۹ جدید ۱ بهمن

دانلود پارت۱۰ جدید ۳ بهمن

دانلود پارت۱۱ جدید ۶ بهمن

دانلود پارت۱۲ جدید ۹ بهمن

دانلود پارت۱۳ جدید ۱۴ بهمن

دانلود پارت۱۴ جدید ۱۷ بهمن

دانلود پارت۱۵ جدید ۲۰ بهمن

دانلود پارت۱۶ جدید ۲۳ بهمن

دانلود پارت۱۷ جدید ۲۷ بهمن

دانلود پارت۱۸ جدید ۳۰ بهمن

دانلود پارت۱۹ جدید ۵اسفند

دانلود پارت۲۰ جدید ۸اسفند

دانلود پارت۲۱ جدید ۱۱اسفند

دانلود پارت۲۲ جدید ۱۴اسفند

دانلود پارت۲۳ جدید ۱۷اسفند

دانلود پارت۲۴ جدید ۲۰اسفند

دانلود پارت۲۵ جدید ۲۳اسفند

دانلود پارت۲۶ جدید ۲۶اسفند

دانلود پارت۲۷ جدید ۲۹اسفند

دانلود پارت۲۸ جدید ۵فروردین

دانلود پارت۲۹ جدید ۱۱فروردین

دانلود پارت۳۰ جدید ۱۴فروردین

دانلود پارت۳۱ جدید ۱۷فروردین

دانلود پارت۳۲ جدید ۲۰فروردین

دانلود پارت۳۳ جدید ۲۳فروردین

دانلود پارت۳۴ جدید ۲۶فروردین

دانلود پارت۳۵ جدید ۳۰فروردین

دانلود پارت۳۵ جدید ۳۰فروردین

دانلود پارت۳۷ جدید۷اردیبهشت

دانلود پارت۳۸ جدید۱۱اردیبهشت

دانلود پارت۳۹ جدید۱۵اردیبهشت

دانلود پارت۴۰ جدید۲۰اردیبهشت

دانلود پارت۴۱ جدید۲۵اردیبهشت

دانلود پارت۴۲ جدید۳خرداد

دانلود پارت۴۳ جدید۹خرداد

دانلود پارت۴۴ جدید۱۳خرداد

دانلود پارت۴۵ جدید۱۸خرداد

دانلود پارت۴۶ جدید۲۳خرداد

دانلود پارت۴۷ جدید۲تیر

دانلود پارت۴۸ جدید۷تیر

دانلود پارت آخر جدید۱۲تیر

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید

دانلود گلچین آهنگ شاد فو ق العاده زیبا

زمان انتشار رمان فوق هر ۴ روز از زمان انتشار آخرین پارت منتشر شده ساعت۲۲

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ….ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمان

نوشته رمان همسر کوچیک من پایان جلد اول (آغاز جلد دوم) اولین بار در برترین رمان. پدیدار شد.

برای دانلود تمامی پارت های به سایت برترین رمان مراجعه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا