" /> رمان رئیس‌کارمند رمان رییس کارمند پارت 39 - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

رمان رئیس‌کارمند رمان رییس کارمند پارت ۳۹

رمان رئیس‌کارمند

جهت دسترسی آسان به پارت اول تا اخر رمان فوق از اینجا وارد شوید

_ تو که از اولش میدونستی تینا باعث کشته شدن اردوان شده ، پس قتل آزاده واسش هیچ کاری نیست ، نیازی نیست بخاطر یه حیوون گریه کنی طهورا ببینم یه قطره اشک ریختی کار دست خودم میدم .
با شنیدن این حرفش ترسیده دستی به صورتم کشیدم که امیر خندید و گفت :
_ من انقدر نشستم باهاش حرف زدم ساکت نشد ، عجب جذبه ای داری داداش
اردلان چشم غره ای به سمتش رفت دست من رو گرفت و گفت :
_ حالت خوبه ؟!
با لبخند خیره به چشمهاش شدم و جواب دادم :
_ آره
_ نگرانت شده بودم میترسیدم چیزیت بشه ، تینا اصلا ارزش نداره بخاطرش ناراحت بشی .
_ دیگه بخاطرش ناراحت نمیشم اما همه چیز میتونست بهتر از این باشه میتونست بهتر برخورد کنه کاش اصلا باعث کشته شدن اردوان نمیشد
_ دیگه با اما و شاید هیچ چیزی درست نمیشه باید صبور بشیم همه چیز رو بسپاریم به وقتش که درست بشه !.
_ حق با توئه
لبخندی تحویلش دادم من همیشه نگرانش بودم میترسیدیم اردلان رو از دست بدم اما میدونستم خدا مراقبش هست چون تنها کسی که من داشتم اردلان بود و به همین راحتی از دستش نمیدادم ، صدای عمه بلند شد :
_ اردلان
اردلان به سمتش برگشت و گفت :
_ جان مامان
_ حالت خوبه پسرم ؟
اردلان سرش رو تکون داد
_ آره
_ میشه صحبت کنیم باهات کار دارم
اردلان همراهش رفت ، متعجب پرسیدم :
_ چیکارش داشت ؟
امیر شونه ای بالا انداخت
_ منم نمیدونم
_ امیر
_ جان
_ تینا نسبت بهت احساسی پیدا کرده ؟
با شنیدن این حرف من چند ثانیه ساکت شد تو فکر فرو رفت بعدش جواب داد :
_ آره

دانلود فول آهنگ آرون افشار

نوشته رمان رئیس‌کارمند رمان رییس کارمند پارت ۳۹ اولین بار در شصت تیپ مرجع کامل رمان آنلاین. پدیدار شد.

مشاهده کامل از اینجا کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا