" /> پارت اول تا آخر رمان خانزاده دلربا (پارت آخر) - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

پارت اول تا آخر رمان خانزاده دلربا (پارت آخر)

4 / 5 ( 41 امتیاز )

دانلود رمان خانزاده دلربا

قسمتی از رمان »

دستامو از سقف بسته و مثل یک شیء بی ارزش ارزیابیم میکنه
-حقیری! کثیفی! دختره دهاتی!
با نفرت نگاهش میکنم که سرشو میاره جلو چشای سرد و مغرورشو با وقیحانه میخ نگاهم میکنه:
-بهت اجازه دادم نگاهم کنی؟
میخنده مثل دیوونه ها! خنده اش عصبیه! میره پشتم می ایسته تمام وجودم به لرزه در میاد و می نالم:
-داری چیکار میکنی؟!
بی رحمانه چاقو رو درست جایی میکشه که با شلاق زخم کرده. جیغی از ته دل میزنم که چاقو رو میندازه زمین و و دستمال برمیداره:
درحالی که از درد کمرم هق هق میکنم شروع میکنم به فحش دادنش.
در حجله رو باز میکنه و دستمال رو پرت میکنه سمت جمعیت و صدای کل زن ها و شادی میاد.

دانلود پارت ۱

دانلود پارت ۲

دانلود پارت ۳

دانلود پارت ۴

دانلود پارت ۵

دانلود پارت ۶

دانلود پارت ۷

دانلود پارت ۸

دانلود پارت ۹

دانلود پارت ۱۰

دانلود پارت ۱۱

دانلود پارت ۱۲

دنلود پارت ۱۳

دانلود پارت ۱۴

دانلود پارت ۱۵

دانلود پارت ۱۶

دانلود پارت ۱۷

دانلود پارت ۱۸

دانلود پارت ۱۹

دانلود پارت ۲۰

دانلود پارت ۲۱

دانلود پارت ۲۲

دانلود پارت ۲۳جدید۲۸دی

دانلود پارت ۲۴جدید۱بهمن

دانلود پارت ۲۵جدید۴بهمن

دانلود پارت ۲۶جدید۹بهمن

دانلود پارت ۲۷جدید۱۲بهمن

دانلود پارت ۲۸جدید۱۵بهمن

دانلود پارت ۲۹جدید۱۸بهمن

دانلود پارت ۳۰جدید۲۱بهمن

دانلود پارت ۳۱جدید۲۵بهمن

دانلود پارت ۳۲جدید۲۸بهمن

دانلود پارت ۳۳جدید۲اسفند

دانلود پارت ۳۴جدید۵اسفند

دانلود پارت ۳۵جدید۱۱اسفند

دانلود پارت ۳۶جدید۱۴اسفند

دانلود پارت ۳۷جدید۱۷اسفند

دانلود پارت ۳۸جدید۲۰اسفند

دانلود پارت ۳۹جدید۲۳اسفند

دانلود پارت ۴۰جدید۲۶اسفند

دانلود پارت ۴۱جدید۲۹اسفند

دانلود پارت ۴۲جدید۵فروردین

دانلود پارت ۴۳جدید۱۱فروردین

دانلود پارت ۴۴جدید۱۷فروردین

دانلود پارت ۴۵جدید۲۳فروردین

دانلود پارت ۴۶جدید۳۰فروردین

دانلود پارت ۴۷جدید۳اردیبهشت

دانلود پارت ۴۸جدید۷اردیبهشت

دانلود پارت ۴۹جدید۱۱اردیبهشت

دانلود پارت ۵۰جدید۱۵اردیبهشت

دانلود پارت ۵۱جدید۲۰اردیبهشت

دانلود پارت ۵۲جدید۲۵اردیبهشت

پارت ۵۳ جدید ۳۰ اردیبهشت (پارت آخر)

#پارت۳۳۵
#خان_زاده_دلربا🌈

وقتی چشممو باز میکنم یه هلیکوپتر رو به روم می بینم. نمی دونم چرا لبهام به لبخند کش میاد. هیجان زده لبخند میزنم.

قبلا چنین چیزی رو تو تلویزیون کافه دیده بودم ولی فکر نمی کردم بتونم از نزدیکم ببندم.

میگم:

-ما چرا اینجاییم؟!

دستشو دور کمرم حلقه میکنه و‌بوسه ای روی گردنم میزنه:

-اگه قراره همسر یه خلبان شی پس بهتره پرواز رو تجربه کنی!

کمکم میکنه بشینم.یه چیزی میده بذارم رو گوشم و کمربندم رو محکم می بنده.‌خودشم می شینه. داد میزنم:

-تو جدی بلدی هلیکوپتر کنترل کنی!

داد میزنه:

-بهم اعتماد کن نارین! هیجان انگیزتر از این نیست!

وقتی شروع به حرکت میکنه و به پرواز در میاد از هیجان جیغ میزنم.واقعا باشکوهه. پرواز! زمین زیر پای ماست و ما خیلی قدرتمند به نظر می رسیم!

با وجد به بیرون نگاه میکنم. اهورا از دیدن ذوق من بلند بلند می خنده. مدیونشم چنین تجربه ای بهم داده!

یهو یه چیزی تو ذهنم میگه تو همه اولین بارهاتو با اون چشیدی! دستمو روی شکمم میذارم و به این فکر میکنم ما باهم خوشبخت میشیم؟ می تونیم پدر و مادر خوبی برای این بچه باشیم؟!

وقتی هوا رو به تاریکی میشه اهورا فرود میاد. دلم نمیخواد پیاده شم. ولی وقتی اون‌رو خاموش میکنه و میره پایین.

کمربندم رو باز میکنم. میاد پایین وایمیسته و دستشو به سمتم دراز میکنه.

دستش رو می گیرم و پایین میرم. لبخندی روی لبمه. از اعتمادی که بهش کرده بودم پشیمون نیستم!
🌈🌺🌈🌺🌈🌺🌈🌺🌈

پاسخ
الینگفت:
ژوئن ۲۰, ۲۰۲۰ در ۱۱:۵۱ ق.ظ ویرایش
🌈🌺🌈🌺🌈🌺🌈🌺🌈
#پارت آخر از فصل اول
#خان_زاده_دلربا🌈

وقتی پایین میرم می پرسه:

-چطور بود؟

شونه بالا میندازم و لبمو میگزم و با هیجان میگم:

-خارق العاده! یه تجربه بی نظیر که نمی تونم توصیفش کنم….

زبونشو روی لبش می کشه:

-برای منم متفاوت بود! هر چیزی تجربه اش زا تو متفاوته!

حس میکنم سینه ام می خواد از جاش کنده بشه. از یک طرف پرواز و از طرف دیگه لحن اهورا عحیب منو هیجان زده می کرد.

دستی به گونه های گر گرفته ام می کشم:

-ممنون بابت امروز…

با مکث کوتاهی به جمله ام ادامه میدم:
-خیلی خوب بود اهورا!

با شوق نگاهم میکنه. این اهورا خیلی عجیبه! بدون خشم و نفرت گذشته! با چشمهایی زلال. همونطور که نگاهش میکنم جلوی چشمام روی یک پا زانو میزنه و یه انگشتر تک نگین به سمتم میگیره.

درحالی که سینه اش از هیجان تند تند بالا و پایین میشه و‌دستپاچه اس میگه:

-نارین حاضری همه روزهات رو با من بگذرونی؟!

واقعا شوکه میشم. این یه حالت خیلی رمانتیکه که من هیچوقت نمی تونستم تو‌خوابم ببینم برام اتفاق بیفته. واقعا این اهوراست؟ چطور می تونه انقدر جذاب باشه.

با صدای بم و مردونه و لحن‌قشنگی که نمی خواست بلرزه میگه:

-باهام ازدواج میکنی؟!

پارت آخر از فصل اول

با عرض سلام خدمت دوستان بنابه پیگیری های پی در پی ما با نویسنده این رمان به تازگی اطلاع پیدا کردیم که رمان به اتمام رسیده پارت آخر همین پارت ۵۳ میباشد که در مورخه ۳۰ اردیبهشت بار گزاری شده است

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید

دانلود آهنگ جدید,فول آلبوم تمامی خوانندگان واردشوید

زمان انتشار رمان فوق هر ۴ روز از زمان انتشار آخرین پارت منتشر شده ساعت۲۲

رمان های پیشنهادی که دیگران خوانند:

رمان ازدواج اجباری

رمان عروس ارباب زاده

رمان ترنج

رمان دانشجوی مغرور من

رمان شاهدخت پسرنما

رمان مادام

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ….ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمان

نوشته پارت اول تا آخر رمان خانزاده دلربا (پارت آخر) اولین بار در برترین رمان. پدیدار شد.

برای دانلود تمامی پارت های به سایت برترین رمان مراجعه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا