" /> رمان ترنج - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

رمان ترنج

4 / 5 ( 6 امتیاز )

رمان ترنج

نام نویسنده:ملیکا.بیت

اثر سوم

مقدمه
من از زنانی حرف میزنم که نامشان معادل معجزه است
من از فروغ ها
از سیمین ها ،
از پروین ها
از آهو خانم ها حرف میزنم
از تمام آنهایی که خریدار “ترس” نبودند
از آنهایی که چو کوه در مقابل سختی ایستادندو نشان دادند زن بودن، بالاتر از معجزه است زنانے کہ خود را باور دارند و مے
دانند کہ اگر تصمیم بگیرند
قادر بہ انجام هر کارے هستند ،
داراے یک زیبایے درونی می باشند.
در توانایے و عزم یک زن کہ مسیرش را بدون تسلیم شدن
در برابر موانع طے میکند، شکوه و زیبایے وجود دارد.
در زنے کہ اعتماد بہ نفسش از تجربہ ها نشأت میگیرد،
و میداند کہ میتواند بہ زمین بخورد ، خود را بلند کند و ادامہ دهد.
شروع
مامان مامانم کجایی؟
تو اشپزخونه ام بهار بیا اینجا
صدای قدم های پاشو میشنیدم که به آشپزخونه نزدیک میشد کباب تابه ایی هارو
که تو روغن داشتن جلزوولز میکردن از اون رو کردم که صدای بهارو کنارم شنیدم
دستاشو دورم حلقه کرده بود و می گفت:سلام مامانم سلام نفسم خسته نباشی
چرخیدم طرفش و با مهربونی گفتم:سلام عزیزدلم مرسی توام خسته نباشی چخبر
چیکارا کردی؟نشستم رو صندلی و گجه خیار هارو کشیدم جلوم و مشغول درست کردن سالاد
شیرازی شدم ،بهار همینطوری که خیار با پوست می خورد گفت:سلامتی هیچکار
امروزم مثل همیشه بود فقط فرقش این بود که تو دانشگاه خبر پیچده که یه استاد
جدید که جز هئیت مدیره دانشگاهه قرار دو هفته دیگه بیاد تو دانشگاهمون همه میگن
از اون استاد بداخلاق هاست که با یمن عسل هم نمیشه خوردش
همنطور که گجه هارو خورد میکردم گفتم:خب تو چرا از الان استرس داری نترس
وقتی رفتارت خوب باشه الکی نمیاد که بداخلاقی کنه
بهار:نمیدونم مامان ولی بوهای خوبیٌ
، به مشامم نمیرسه
یه تیکه از گجه رو دادم دستش و گفتم:از الان فکر تو درگیر نکن چیزی نیست پاشو
برو لباستو دربیار دست روت یه آبی بزن یه لباس مرتبی بپوش عمو متین داره برای
نهار میاد اینجا
با گفتن
اسم متین چشمای بهارم برق زد
اینو میدونستم که بهار چقدر متینو دوست داره و برعکس متین هم همین حسو به بهار
داره ،بهار رفت کاراشو بکنه منم پوستای خیار و پیازو ریختم تو آشغالی و رفتم تاپمو
با یه پیراهن بلند عوض کنم جلوی آیینه ایستادم دستی به شالم کشیدم که صدای
آیفون امد رفتم

دانلود پارت ۱

دانلود پارت ۲

دانلود پارت ۳

دانلود پارت ۴

دانلود پارت ۵

دانلود پارت ۶

دانلود پارت ۷

دانلود پارت ۸

دانلود پارت ۹

دانلود پارت ۱۰

دانلود پارت ۱۲

دانلود پارت ۱۳

دانلود پارت ۱۴

دانلود پارت ۱۵

دانلود پارت ۱۶

دانلود پارت ۱۷

دانلود پارت ۱۸جدید۲۸دی

دانلود پارت ۱۸جدید۱بهمن

دانلود پارت ۱۹جدید۴بهمن

دانلود پارت ۲۰جدید۹بهمن

دانلود پارت ۲۱جدید۱۴بهمن

دانلود پارت ۲۲جدید۱۵بهمن

دانلود پارت ۲۳جدید۱۸بهمن

دانلود پارت ۲۴جدید۲۱بهمن

دانلود پارت ۲۵جدید۲۵بهمن

دانلود پارت ۲۶جدید۲۸بهمن

دانلود پارت ۲۷جدید۲اسفند

دانلود پارت ۲۸جدید۵اسفند

دانلود پارت ۲۹جدید۸اسفند

دانلود پارت ۳۰جدید۱۴اسفند

دانلود پارت ۳۱جدید۲۰اسفند

دانلود پارت ۳۲جدید۲۳اسفند

دانلود پارت ۳۳جدید۲۶اسفند

دانلود پارت ۳۴جدید۸فروردین

دانلود پارت ۳۵جدید۱۱فروردین

دانلود پارت ۳۶جدید۱۷فروردین

دانلود پارت ۳۷جدید۲۳فروردین

دانلود پارت ۳۸جدید۲۶فروردین

دانلود پارت ۳۹جدید۳۰فروردین

دانلود پارت ۴۰جدید۳اردیبهشت

دانلود پارت ۴۱جدید۱۱اردیبهشت

دانلود پارت ۴۲جدید۲۵اردیبهشت

دانلود پارت ۴۳جدید۳۰اردیبهشت

دانلود پارت ۴۴جدید۱۳خرداد

دانلود پارت ۴۵جدید۱۸خرداد

دانلود پارت ۴۶جدید۲۳خرداد

دانلود پارت ۴۷جدید۱۸تیر

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید

رمان فوق با توجه به آنلاین بودن هر ۴ روز از آخرین زمان آپدیت در سایت بروز میشود

رمان های پیشنهادی که دیگران خوانند:

رمان ازدواج اجباری

رمان عروس ارباب زاده

رمان خانزاده دلربا

رمان دانشجوی مغرور من

رمان شاهدخت پسرنما

رمان مادام

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ….ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمان

نوشته رمان ترنج اولین بار در برترین رمان. پدیدار شد.

برای دانلود تمامی پارت های به سایت برترین رمان مراجعه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا