" /> جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت97 - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت۹۷

جلد دوم رمان رحم اجاره ای

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان جلد۲رحم اجاره ای وارد شوید

دستش رو تو دستم گرفتم و گفتم :
_ من و ببر پیشش باشه ؟!
چشمهاش گرد شد وحشت زده نالید :
_ مامان
_ زود باش
_ اما …
محکم اسمش رو صدا زدم :
_ آرامش
_ باشه
اشکان گفت ما رو میرسونه به آدرسی که داد رفتیم زنگ رو زدیم زیاد طول نکشید که در باز شد داخل شدیم ، درست گفته بود یه مهمونی بود جلوی همه ی اینا باعث شده بود دختر من تحقیر بشه منم کاری میکردم خودش تحقیر بشه ، به سمت آرامش برگشتم و پرسیدم :
_ کدوم هست ؟!
_ اون
یه خانوم که لباس قرمز پوشیده بود و به طرز زشتی آرایش کرده بود به سمتش رفتم و روی شونش زدم که برگشت سمتم از آرامش پرسیدم خودش هست که دوباره تائید کرد سیلی محکمی خوابوندم تو گوشش که کم مونده پرت بشه روی زمین .
خشمگین به من خیره شد و گفت :
_ زنیکه داری چ غلطی میکنی ؟!
پوزخندی بهش زدم :
_ تو باعث شدی گونه ی دختر من کبود بشه منم کاری باهات کردم که تا عمر داری فراموش نکنی ، از مادر زائیده نشده کسی بخواد دست روی بچه های من بلند کنه چه برسه به یه آدمی مثل تو
و به سر و وضعش اشاره کردم که منفجر شد :
_ دختر ### تو واسه ….
دوباره یه کشیده خوابوندم تو گوشش دستم رو به نشونه ی تهدید جلوش قرار دادم و فریاد کشیدم :
_ کافیه یکبار دیگه لقب خودت رو به دختر من نسبت بدی تا خودم زنده زنده همینجا آتیشت بزنم .
آرامش دستم رو کشید و گفت :
_ مامان آروم باش
خواستم چیزی بگم که صدای آشنایی اومد ؛
_ ستایش
شکه شده به سمت صدا برگشتم سیاوش بود ، عوض شده بود خیلی زیاد اما نه جوری ک نشناسمش مگه میشد عشقت رو نشناسی خشک شده داشتم بهش نگاه میکردم که صدای اون زن باعث شد به خودم بیام !.
_ الانم خود ### ات داری واسه شوهر من عشوه میای ‌.

بی اختیار به سمتش برگشتم و یه کشیده محکم تر از قبل خوابوندم زیر گوشش که باعث شد تعادلش رو از دست بده و پرت بشه روی زمین پوزخندی بهش زدم و گفتم :
_ خودت و شوهرت چه ارزشی دارید که من بخوام واسش عشوه بیام دیگه داری بیش از حد پیش میری ، کافیه یکبار دیگه ببینم به دخترم گفتی تو اونوقت هست که زندگیت رو جهنم میکنم شنیدی ؟!
با شنیدن این حرف من وحشت زده سرش رو تکون داد و گفت :
_ آره
پوزخندی بهش زدم :
_ خوبه
بعدش راه افتادم دست آرامش رو گرفتم و با هم خارج شدیم ، قلبم با دیدن سیاوش به طپش افتاده بود مگه میشد کسی رو که با زحمت فراموشش کردم ببینم و خونسرد باشم چند قدم بیشتر نرفته بودیم داخل حیاط که صداش از پشت سرم بلند شد :
_ ستایش وایستا
با شنیدن صداش ایستادم سرد بهش خیره شدم که نفس عمیقی کشید و گفت :
_ میخوام باهات صحبت کنم
به سمت آرامش برگشتم و گفتم :
_ برو تو ماشین عمو من میام
_ اما …
_ آرامش !.
_ باشه
بعد رفتن آرامش نگاهم رو بهش دوختم :
_ چی میخوای ؟!
به سمتم اومد فقط دو قدم بینمون فاصله بود ، با صدایی خش دار شده پرسید :
_ چرا به زن من حمله ور شدی ؟
با شنیدن این حرفش قلبم تیر کشید بعد این همه سال که دوباره همدیگه رو دیده بودیم داشت میپرسید چرا به سمت زنش حمله ور شدم ، چه توقعی داشتم من سیاوش من رو هیچوقت دوست نداشت همیشه واسش وسیله انتقام بودم پس باید عادت میکردم .
_ مطمئن باش بخاطر تو به سمتش حمله ور نشدم .
پوزخندی زد :
_ شک دارم چون بعد این همه سال پیدا شدن تو نمیتونه بی دلیل باشه .
نفسم رو عصبی بیرون فرستادم و گفتم :
_ خوب گوشات رو باز کن ببین چی دارم بهت میگم من به هیچ عنوان قصد نداشتم باهات روبرو بشم برو از زن بی شرمت بپرس چی باعث شده بود من بیام .

اولین قدم رو که برداشتم اسمم رو دوباره صدا زد :
_ ستایش
ایستادم کفری به سمتش برگشتم و گفتم ؛
_ بله
_ ازدواج کردی ؟
دست به سینه بهش خیره شدم و بهش توپیدم :
_ به تو مربوط نیست
نیشخندی حواله ام کرد :
_ درسته به من مربوط نیست تو ازدواج کردی یا نه چون تو دیگه زن من نیستی اما دوست ندارم دیگه مزاحم خانواده من بشی وگرنه با من روبرو بشی .
_ من چندشم میشه بخوام با تو و خانواده ات روبرو بشم ، اگه امروز دیدی من اومدم دلیل داشت اون هم این بود که زن تو دستش روی دختر من بلند شده بود .
_ حتما دخترت یه کاری کرده .
با شنیدن این حرفش از کوره در رفتم به سمتش هجوم بردم و سیلی خوابوندم تو گوشش که شکه شده گفت :
_ چ غلطی کردی ؟!
_ حق نداری اسم دختر من و به زبونت بیاری ، قبلش بهتره دهنت رو آب بکشی همه مثل تو و خانواده ### و شیاد نیستند .
بعدش گذاشتم رفتم سوار ماشین شدم خداروشکر که دنبال من نیومد تموم بدنم از شدت عصبانیت داشت میلرزید
_ حالت خوبه ؟!
با شنیدن صداش به سمتش برگشتم سرم رو به نشونه ی مثبت تکون دادم :
_ آره من خوب هستم نیاز نیست نگران باشی راه بیفت .
اشکان راه افتاد که صدای آرامش بلند شد :
_ مامان
_ بله
_ اون آقا رو میشناختی ؟!
سرد گفتم :
_ نه
اخماش رو تو هم کشید و گفت :
_ داری دروغ میگی
_ آرامش فعلا ساکت باش باشه ؟!
_ باشه مامان
به اندازه کافی امشب اعصابم خورد شده بود حوصله نداشتم دیگه جواب پس بدم ، سیاوش با حرفاش باعث شده بود روح و روان من خراب بشه باید سریع میرسیدم خونه قرص میخوردم سرم داشت منفجر میشد ، هیچکس نمیتونست بفهمه من چه دردی رو داشتم رو تحمل میکردم و چقدر واسه من سخت بود دیدن دوباره اش اما خداروشکر که تونسته بودم جلوش خونسرد باشم !.

_ ستایش چیشده چرا از وقتی اومدی خودت رو داخل اتاق زندونی کردی ؟!
چشمهام رو محکم روی هم فشار دادم و گفتم :
_ مامان میشه بعدا صحبت کنیم ؟
اخماش رو تو هم کشید و گفت :
_ نه
روی تخت نشستم که اومد کنارم نشست خیره بهم شد میدونستم تا چیزی بهش نگم اصلا نمیره واسه همین نفس عمیقی کشیدم و خیره بهش شدم :
_ من امروز سیاوش رو دیدم
بهت زده گفت :
_ چی ؟!
تلخ خندیدم :
_ درست شنیدی من امروز سیاوش رو دیدم داشتم باهاش صحبت میکردم
چند بار چشمهاش رو محکم روی هم فشار داد و گفت :
_ میشه یه چیزی من بگم ؟
_ آره
_ شاید توهم زدی مگه میشه بعد این همه سال …
وسط حرفش پریدم :
_ اون زن که دستش رو روی دختر من بلند کرده بود ؟!
_ خوب
پوزخندی زدم :
_ زن سیاوش بود
مامان چند دقیقه طول کشید تا به خودش بیاد بعدش گفت :
_ تو که قرار بود فراموشش کنی مگه فراموشش نکردی ؟!
چشمهام رو با درد روی هم فشار دادم :
_ مامان من فراموشش کردم درست اما …
_ اما چی ؟!
_ وقتی دیدمش حرفش رو شنیدم داغ کردم نمیدونم میتونی درک کنی که چی دارم بهت میگم یا نه
_ ببین ستایش تو دوران سختی رو گذروندی تا تونستی سیاوش رو فراموش کنی دوست ندارم دوباره برگردی به اون روز های سختی که داشتی پس باید فراموشش کنی شنیدی ؟!
چشمهام رو با درد روی هم فشار دادم :
_ مامان
_ جان
_ بیست سال گذشته بچه های من نوزده سالشون شده چه دلیلی داره من بخوام دوباره به سیاوش فکر کنم فقط با دیدنش حالم بد شد شاید نتونم درست بهت بگم اما با دیدنش یه احساسی بهم دست داد
_ چه احساسی ؟
قطره اشکی روی گونم چکید
_ مامان میشه دیگه چیزی نگم ؟!

لینک دانلود کامل آهنگ سامان جلیلی/طرفداری : https://xip.li/u9yKwZ

http://novelland.ir/neginmusic.com/Neginmusic.com.samanjalilinewtrfdar.mp3

دانلود تمام آهنگ ها از سایت نگین موزیک نیم بها میباشد دوستان

توجه: اطلاعیه های مربوط به دلیل دیر پارت گذاشتن زود پارت گذاشتن و ….. در مورد رمان های آنلاین که پارت گذاری میشن رو از این صفحه پیگیر باشید: کلیک کنید همچنین از منو یا همون فهرست سایت میتونید گزینه اطلاعیه ها رو صفحه اش رو ببینید

نوشته جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت۹۷ اولین بار در شصت تیپ مرجع کامل رمان آنلاین. پدیدار شد.

مشاهده کامل از اینجا کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا