" /> جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت96 - بی بی نار
دسته‌بندی نشدهرمان ازدواج اجباریرمان بادصبارمان بی گناهیرمان خان زادهرمان خان زاده هوس بازرمان سکانس عاشقانهرمان عروس ارباب زادهرمان عقابرمان کیش و ماترمان ملکه کوچکرمان ها

جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت۹۶

جلد دوم رمان رحم اجاره ای

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان جلد۲رحم اجاره ای وارد شوید

میتونستم بفهمم چقدر واسه مامان سخت هست که از من جدا باشه اما مجبور بودیم جفتمون نمیشد دیگه همدیگه رو ببینیم اسمش رو صدا زدم ؛
_ مامان
_ جان مامان
_ مطمئن باش وقتی برگشتیم دیگه اصلا حالم بد نمیشه بچم رو بدنیا میارم بخاطر تو میخوام خوشبخت باشه خیلی زیاد مادرش که خوشبخت نشد زندگیش جهنم شد از بچگی حسرت بابا داشتن رو داشتم از نوجوونی بهم ### شد عاشق شدم از دستش دادم برگشت بازیم داد زندگیم سیاه شد اما اجازه نمیدم دخترم زندگیش سیاه بشه
مامان لبخندی روی لبهاش نشست و گفت :
_ نگران نباش بلاخره همه چیز درست میشه !.
_ من نگران نیستم چون میدونم درست میشه
بعدش رفتن مامان تازه فهمیدم چقدر تنها هستم ، دستم روی شکمم قرار گرفت یه امید داشتم هنوز باید بخاطر اون امید زندگی میکردم حق من این نبود
هیچوقت سیاوش رو نمیبخشیدم بابت اینکه باعث شد زندگی من جهنم بشه .
* * * *
_ اسم دخترت و پسرت رو چی میزاری ؟!
خیره به دوقلو هام شدم و جواب مامان رو دادم :
_ امید و آرامش
مامان لبخندی زد :
_ قشنگ
بابا به سمتم اومد پیشونیم رو بوسید :
_ امیدوارم این یه شروع تازه باشه
_ شک نداشته باشید یه شروع تازه هست
و خودم هم مطمئن بودم این یه شروع تازه واسه من هست امیدوار بودم همین شکلی باشه
_ بابا
با شنیدن صدام خیره بهم شد و گفت :
_ جان
با نگرانی گفتم :
_ شناسنامه
با آرامش گفت :
_ نگران نباش درست میشه
_ اگه سیاوش بفهمه بابا من …
وسط حرفم پرید :
_ قرار شد دیگه اسمش رو نیاری ؟!
اشک تو چشمهام جمع شد
_ میترسم بابا !.

دستم رو داخل دستش گرفت و همونطور که داشت بهم نگاه میکرد گفت :
_ دیگه نباید بترسی ستایش تو خیلی سختی کشیدی تو سخت ترین شرایط پسرت و دخترت رو سالم بدنیا آوردی حالا باید بخاطر امید و آرامش زندگی کنی ما هم همیشه کنارت هستیم شک نداشته باش تنهات نمیزاریم .
اشک تو چشمهام جمع شد :
_ بابا من اگه شما رو نداشتم چیکار میکردم ؟ خیلی احساس بدی هست که تو همچین لحظه ای …
_ هیس !.
ادامه ندادم چون بابا خواسته بود ساکت باشم ، کسایی که بدون هیچ چشم داشتی من رو صادقانه دوستم داشتند و بهم کمک میکردند
_ ستایش
بهش خیره شدم و گفتم :
_ جان
_ دیگه دوست ندارم تو اون حال ببینمت پس دیگه نباید اجازه بدی افکارت حتی شده واسه یه ثانیه بره سمتش باشه ؟!
_ باشه بابا
سخت بود فکر نکردن به سیاوش اما من میتونستم باهاش کنار بیام پس تموم تلاش خودم رو میکردم تا یه زندگی خوب بسازم واسه خودم و خانواده ای که داشتم !.
* * * * *
#چند_سال_بعد

صورت آرامش از شدت سیلی که خورده بود کبود شده بود ، دستام از شدت عصبانیت مشت شد
_ کی این بلا رو سر تو آورده ؟!
اشکاش روی صورتش جاری شدند ، دختر من ساکت و مظلوم بود آزارش به هیچکس نمیرسید حالا یکی دست روش بلند کرده بود ، صدای مامان بلند شد :
_ ستایش آروم باش
اشک تو چشمهام جمع شد :
_ مامان چجوری آروم باشم ببینید چه بلایی سر دخترم اومده ؟!
بعدش صورتش رو داخل دستم گرفتم و گفتم :
_ آرامش به من نگاه کن ببینم
با چشمهای گریونش بهم خیره شد
_ چیشده کی این بلا رو سر تو آورده ، کسی تو دانشگاه اذیتت کرده ؟
_ نه
_ پس چیشده بهم بگو ؟
_ مامان من رفته بودم خونه دوستم مهمون داشتند
_ خوب
_ اونجا یه پسره بود من داشتم میفتادم پام لیز خورد که اون من و گرفت تو بغلش بعدش یه خانومه اومد داد و بیداد کرد من واسه دامادش عشوه اومدم واسه همین جلوی همه یه سیلی خوابوند تو گوشم منم اومدم .

http://novelland.ir/neginmusic.com/Neginmusic.comimangolami.mp3

دانلود کامل آهنگ دیسلاو ایمان غلامی چقدر راحت در سایت نگین موزیک لینک دانلود کامل آهنگ: https://xip.li/rY9fn2

حجم دانلود تمامی آهنگ ها در سایت نگین موزیک نیم بها میباشد

نوشته جلد دوم رمان رحم اجاره ای پارت۹۶ اولین بار در شصت تیپ مرجع کامل رمان آنلاین. پدیدار شد.

مشاهده کامل از اینجا کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا